مامان و بابا گفتن
سلام دختر نازنینم
سلام باران ما مان
سلام نفس بابا
امروز پنجشنبه 15 اسفند ماه و یه هفته دیگه نه ماه شما تموم میشه
این هفته کلی پیشرفت داشتی خانم شدی
اول اینکه کامل و بدون خستگی چهار دست و پا میری بخصوص اگه انگیزه داشته باشی مثل سفره غذا یا مامان بابا گوشی موبایل دستشون باشه یا پای لب تاب باشیم منا جت خودتو میرسونی
دوم اینکه الان سه روز قشنگ میگی مامان خیلی واضح تلفظ میکنی و بابا رو هم ب ب میگی ددد هم که ینی گردش و بیرون وقتی هم چیزی مطابق میلت نباشه که نه نه نه سر میدی با یه حالت معصومانه که آدم دلش هلاک میشه
غذاتو تقریبن خوب میخوری ولی تپل مپل نمیشی
دیگه همه جا دنبالم میای
بابا که از سر کار برمیگرده محکم بهش میچسبی و ولش نمی کنی کی ترسی فرار کنه تا نیم ساعت بنده خدا لباس به تن تو خونه میچرخه تا کم کم شما راضی بشی بیای بغل مامان تا بابا لباس عوض کنه
امروز که می خواست بره دستشویی کلی پشت سرش گریه کردی تا رفتیم پشت در توالت شما زدی تو در بابا جواب داده. نا آروم شدی
ماشالا روز به روز شیرین تر و با هوش تر میشی
عروسکاتو میشناسی
وقتی کلمه ای رو میگیم سعی میکنی با آوا تکرارش کنی
برات اتل متل توتوله رو می خونم میزنی رو پاهات تا تبلیغ شادی از تلویزیون پخش میشه یا دست میزنی یا مچ دستتو میشکنی
کم کم داری غریبی میکنی نسبت به کسایی که ندیدی یا کم میبینی
وابستگیت به من خیلی شدیده حتی تو خواب اگه حس کنی نیستم گریه میکنی
گاهی نمیشه از کنارت تکون بخورم
الان نزدیک عید هست و من موندم و یه خروار کار نکرده
منو بابایی خیلی خیلی دوست داریم و عاشقانه می پرستیمت فرشته کوچولو


مامان و بابا گفتن
